55 اُم

:: 55 اُم
از صبحِ شنبه ها متنفِرَم ، بَدترین حال رو اون لحظـه دارم ! امسال شاید بَدترین معلم ریاضی عُمرَم رو داشتم ، انصافاً تو ریاضی مهارتِ خیلی بالایی داره ، تو تبریز از یکی از بهترین معلم های المپیادِ ریاضی هستِش ، ولی معلمی که نصفِ کلاس رو به تعریف از خودِش اختصاص بده وُ نصف دیگه رو صرف نصیحت بُکنه ، بعضی وقتا هَم درس ِش رو بده ولی بلد نباشه درس رُ ارائه بده معلم نیس ! آدَم باس واسه نوشتن ریاضی شوق داشته باشه. مثِ سالِ قبلَم ؛ انقَدر شوق داشتم که بخوام چیزی رو که پای تخته مینویسه رو تمیز بنویسَم ، اَصَن هَم درس نخونم ها ؛ اَصَن -صفر- بگیرَم ، ولی تمیز و منظم بنویسَم ، نه مثل الان که نمی دونَم دارم چی مینویسَم . 
دفترِ سال ِ قبلم : (عکس) -- دفتر امسالَم : (عکس) این شوق رو میگَم . گفتم که ؛ اَصَن هَم درس نخونم ، ولی اینقَد باش شوق بنویسَم که وقتی مثِ امسال برم دفتر رو نیگا کنم از نوشته خودَم ، لذت ببرَم .
از جَوِ مدرسه خسته شُدَم ، از معلم ها ، صبح بیدار شدن ها و ... ، کِی این سه سالِ دیگه تموم میشه به چیزهایی که علاقه دارم برسم ؟! 

پی نوشت :
1 عاشقِ مردمِ حاضر در صحنه مون هَسَم ! (لینکِ اول) ، (لینکِ دوم)
2 چقدر خوبه که رفیقِ ـت از یه مدرسه دیگه به رفیقِت بگه که ؛ بِهِم سلام برسونه . یعنی من واسه این دو نَفَر میمیرَم :)
منبع : تلنگر55 اُم
برچسب ها : معلم ,ریاضی ,اَصَن

54 اُم

:: 54 اُم

صب ساعت 10 اینا بود راه افتادیم ، نزدیکای زنجان اینا بودیم تصمیم یه هو عوض شُد بریم رشت :پوکرفیس دلیل هَم بر این بود که راه طولانی عه و وقت کَم عه . هوای شُمآل عالی بود اَصَن ؛ رطوبَت کَم بود ، خُنَک بود ، باد بود ... عالی بود کلاً . جُز روز اول و دوم بهم اَصلاً خوش نگذشت . 

با دوستَم ؛ روز دوم اینقَد تو ساحل دستی کشیدیم که چراغ روغن ماشین روش شُده بود . کنار ِ دریا باحال بود . از پریروز بارونی شُد هوا ، دیروز هَم که میخواستیم برگردیم حیران مِه بود . به سختی اونجا رو رَد کردیم ، شب ساعت 9 اینا هَم رسیدیم خونه ، مستقیم رفتم خوابیدَم تا صب .

فَقَط کاش هنوز هَم بچه بودَم ، از خودَم بَدَم میاد .. اینقَد بَدَم میاد که حاضرم برم یه جایی که دست هیشکی بهم نرسه ، تنهایی رو خیلی دوس دارم ، تنهایی برام جذابه ..


پی نوشت :

1 گروه رو پاک کردن :((

منبع : تلنگر54 اُم
برچسب ها : اینا ,بَدَم میاد

49 اُم

:: 49 اُم

امروز روز ِ آخر نمایشگاه ِ نیرو هوایی بود ؛ 5 تا جِت جنگی گذاشته بودن ؛ میگ29 ، اف 5 و... خوب بود ولی خیلی سرد بود هوا . اهل راهپیمایی اینا هم نیستم ، میگفتن سیمکارت می دن باس بری اونجا ثبت نام کنی ، sms اِش هم برام اومده بود ، نرفتم . تو راه ِ برگشتن هم اینقد صدای ضبط بالا بود همه داشتن مارو نیگا میکردن . تا ساعت 5 اونجا بودیم . بعدش برگشتیم خونه . ابزار رو وسایلی رو هم که تو کابین بود رو هم گذاشته بودن ؛ همه چی بود از قیچی و تبر و کبریت بگیر تا تصفیه کنِ آب .

اینم چند تا عکس : (عکس) ، (عکس) ، (عکس) و (عکس)


پی نوشت :

1 تو این 10 روز خسته نشُدن اینقد فیلم انقلابی پخش کردن .

منبع : تلنگر49 اُم
برچسب ها : گذاشته بودن

48 اُم - نوستالژی

:: 48 اُم - نوستالژی

فقط بشنوید ..

 

 

پی نوشت :
1 وقتی بچه بودم این آهنگ ُ زیاد دوس میداشتم :دی

منبع : تلنگر48 اُم - نوستالژی
برچسب ها :

53 اُم

:: 53 اُم

بالاخره تصمیم بر آن شُد که بریم شیراز ، فردا صبح راه میوفتیم ، از خستگی راه خیلی بَدَم میآد ، کلاً سفر با ماشین برام جذاب نیس ، جز تنها بِرَم . اول نمی خواستم بِرَم ، بعد راضیم کردَن :پوکر فیس امروز صبح به علت اشکالات ِ فنی عه مودِمَم مجبور شُدَم 60 تومَن خَرجِ یه مودِم جدید کنم ، دَرس هَم که خدا رو شُکر نمی خونیم ، این چند روز تعطیلی رو از اون 770 تا سئوال که گفته بودَم ، فَقَ 200 تا شو نوشتم ، نمی دونَم بقیه شو کِی بنویسَم . تو راه هَم که نمیشه ، چون دارم تایپِ شون می کُنَم ، برگشتیم هَم که باز نمیشه 13 در پیشه . شاید 13 آنچنانی هَم نداشته باشَم مثِ سال ِ قبل که نِشَستیم دَر و دیوار رو تماشا کردیم ولی امیدوارَم :پوکر فیس امسال هَم که خــدا رو شُکر تلویزیونِ مون اینقَد فیلم های پُر محتوا و جـذابی نشون میــده که از پای tv تکون نمی خوریــم :پوکر فیس من که فَقَ خندوانه میبینَــم ، بقیه روز رو یا خواب بودَم  یا پای نت . 


پی نوشت :

1 فیلم هایِ پس کوچه های شمرون وَ پدرِ آن دیگری بَد جوری پیشنهاد می شَوَد . حتماً ببینیدِ شون .

2 امیرحُسین هَم که اول شُد ، یعنی این کُنسرتِ ـش تو ایران باشه ، لبِ مرز باشه تو دریا باشه ، تو کَویر باشه ، تو دهن کوسه ها باشه من میرَم .

منبع : تلنگر53 اُم
برچسب ها : باشه ,پوکر

52 اُم

:: 52 اُم

چهارشنبه سوری ایم که چهارشنبه سوری نَشُد برام . سرما خوردَم ؛ تب کردَم همه اونا هَم موند رو دَستم . از مدرسه هَم که واسه ما بدبختا 770 تا گفتن باس سئوال طرح کنیم ، جوابش رو هَم بنویسیم . یعنی ما 2 روز از اینور 1 روز هَم سینزده رو ننویسیم میمونه 10 روز یعنی روزانه باس 77 تا سئوال بنویسَم :پورکرفیس 

واسه عید هَم که برنامه طبق معمول نداریم ، همه اش یهویی عه . یکی میگه بریم شُمال ، یکی میگه بریم مشهد ، یکی میگه بریم شیراز . اَصَن معلوم نی . کاش می شُد تو خونه موند . حوصله هیچ جا رو ندارم . 

فردا هَم کی حوصله داره صبح از ساعت 6 پاشه ؟! کی میخواد بره واسه عید دیدَنی ؟! 


پی نوشت :

1 عیدتون هَم مُبآرک :چِشمَک

منبع : تلنگر52 اُم
برچسب ها : بریم ,میگه ,واسه ,میگه بریم ,چهارشنبه سوری

50 اُم

:: 50 اُم
من در عجبَم که این مرد که نه یه وحشی چجوری میتونه شب راحت بگیره بخوابه ؟ چجوری شکمِ زن ُ بچه شو سیر کنه ؟ چجوری میتونه به انسان بودَن ِ خودش افتخار کنه ؟ یعنی واقعاً ما آدما اینقدر بی رحم شدیم که وقتی یه حیوان ِ بی آزار بیاد غذا مونو بخوره تا سیر شه و ما برای انتقام این کارو باهاش بکنیم ؟ یعنی ما نمیتونیم چند ساعت گرسنه بمونیم ؟ پس اون سگ چی ؟ شاید چندین روز گرسنه بود ! شاید چندین ماه ! 
حالم به هم میخوره از بشَر بودَنَم ، از گفتن ِ اینکه من مسلمانَم ، از اینکه بگم کتاب ِ آسمانی ِ من قرآنِ . تو قرآن اینارو نوشته که ما باید با سگ این رفتار رو بکُنیم ؟ تو میتونی اصَن بخوابی ؟ میتونی غذا بخوری ؟ میتونی راحت باشی ؟ اَصَن میتونی زندگی کنی ؟
#صدایَت_را_شنیدَم
#مرگ_بر_انسانیت

پی نوشت :
1 +16 (ببینید)
منبع : تلنگر50 اُم
برچسب ها : میتونی ,شاید چندین

56 اُم

:: 56 اُم
برگـه انتخاب رشته رو برامون دادَن ، روش مثِ سال های قبل نیس ، ما هَر 6 تا رشته رو انتخاب میکنیم ، بعد معلم ها ، مشاوِر ها امتیاز میدَن ، بر حَسَب اون امتیاز ها وُ علاقه ی ما رشته مون تعیین میشه ، روشِ جدید عه ولی همونطور که قبلا هَم گفتم ؛ ما شُدیم موش آزمایشگاهی ! معلوم نی قراره چه اتفاقی برامون بیوفـته . برگه اینـه : (تصویر) البته پائینش هَم یه فرم دیگه بود واسه والدین ، که امتیاز هاش از 5 عه ولی واسه ما از 10 . راستِشو بخواین روش محاسبه این ها رو هَم گفت ها ولی اَصَن با عَقلَم جور در نیومَد ، خدا کُنه مشکل از من باشه و اِلا اینطوری که معلومه آینده مون تباهی عه !! تو بهمن ِ سال قَبل هَم سه تا آزمون اَزَمون گرفتن ، نمره اونا با نمره این برگه ها + امتیاز هایی که هر معلم واسه هر دانش آموز میده میانگینش رو با امتیاز معدل کلِ امسال یا سال ِ قبلِمون جمع میشه و... بقیه شو دیگه نفهمیدَم .. در کُل روشه نوینی هَس ولی اولین باره در جهان اتفاق میوفته ، وَ آخِرِش هَم معلوم نیس قراره چی بشه ! 
امتحان ها قراره از 25 عه اردیبهشت شروع شـه ، 24 عه اردیبهشت هَم آزمون ورودی سمپاده ، یعنی میتونَم بگم برنامه ریزیشون تو حَلقَم یعنی پُکیدَم اَصَن ، آزمونِ نمونه دولتی هَم بعضی آ میگَن 1 عه تیرِ بعضیا میگَن 28 عه خرداد ، بازم میگَم برنامه ریزیشون تو حَلقَم .
فردا روزِ پدره ، طبق معمول هَم من چیزی نمیخَرَم ، بلکه انتظار دارَم هرچی واسه بابا خریدَن ، واسه مَنَم بخرَن .. 

پی نوشت :
1 چقدر این مَرد خوبه آخه ، ترانه جانِ جانان ؛ کنسرت لندَن ؛ سامی یوسُف (کلیک)
2 موزیک ویدیو ساری گلین [عروس زرد] ؛ سامی یوسُف (کلیک)
منبع : تلنگر56 اُم
برچسب ها : واسه ,امتیاز ,رشته ,قراره ,یوسُف کلیک ,سامی یوسُف